Wednesday, December 14, 2016

كودكان حلب به جامعه جهاني فراخوان مي دهند كه از حلب بيرونشان بياورند





پيامي از تعدادي از كودكان يتيم در حلب كه در مناطق محاصره شده زندگي مي كنند, از جامعه جهاني مي خواهند  كه آنها را بيرون بياورند و صحنه جنگ دورشان كنند.
يك كودك: سلام. شايد كه اين آخرين روزي باشد كه صدايم را مي شنويد و مرا مي بينيد. اسم من ياسمين است وده ساله هستم. دو سال است كه در خانه يتيم ها هستم, بابا و مامانم در بمباران كشته شدند, براي حقوق بشر و حقوق كودكان پيام دارم. انتظار داريم كه ما را از حلب بيرون بياوريد.  در اينجا ما 47 كودك هستيم كه همه شان خواهران و برادرانم هستند و مي خواهيم كه از حلب بيرون بياييم  و غذا بخوريم و ما صلح را دوست داريم, ما نمي توانيم از اينجا بيرون برويم زيرا كه هواپيما بمباران مي كند و مي ترسيم...

Friday, December 9, 2016

گزارش جدید یونیسف از وضعیت فاجعه‌بار کودکان سوری + تصاویر




يونیسف صندوق کودکان ملل‌متحد روز پنجشنبه ۱۸آذر ۹۵ در گزارش تکان‌دهنده‌یی وضعیت کنونی کودکان سوری را فاجعه‌بار دانست
به گفته این سازمان در ششمین زمستان جنگ در سوریه، صدها هزار کودک سوری در وضعیت بحرانی به‌سر می‌برند. اکثر کودکان سوری نیاز ضروری به کمکهای بشردوستانه دارند. طبق گزارش یونیسف حدود نیم میلیون کودک در شهر محاصره‌شده حلب از هیچ کمکی بهره‌مند نمی‌شوند.

دانیلا شادت، نماینده یونیسف در آلمان و همسر رئیس‌جمهور فعلی این کشور می‌گوید هیچ کودکی در دنیا نباید آنچه را که کودکان سوری در حلب و نقاط دیگر سوریه از سر می‌گذرانند، تجربه کنند.بسیاری از کودکان در مناطق جنگ‌زده در معرض خطر قرار گرفته‌اند. یونیسف فقط در ظرف سال گذشته حمله به ۸۴ مدرسه را ثبت کرده است؛ حملاتی که در طی آنها ۶۹ کودک جان خود را از دست دادند.

تا کنون سازمانهای بین‌الملل موارد متعددی از حملات روسیه و رژیم اسد به بیمارستانها را ثبت کردند.
کارشناسان یونیسف می‌گویند اطلاعات دقیق و آمار واقعی از تعداد کودکان کشته‌شده در جنگ سوریه وجود ندارد.







دانشجوی شکنجه‌شده به مدت پنج سال، بعنوان صدای بی صدایان وحشت موجود در ایران را افشا میکند




اکسپرس (انگلستان) ۷دسامبر۲۰۱۶-۱۷آذر۹۵ 
نویسنده کتی منز فیلد (KATIE MANSFIELD ) 
شبنم مدد زاده ۲۹ساله, در یک سلول تنگ نگه‌داشته می‌شد, در سال‌هایی که در زندان بود مورد ضرب شتم و بازجوی قرار گرفت.
هنگامی‌که زندانیان زن مورد تجاوز قرار می‌گرفتند, این فعال مجبور به گوش دادن از سلول انفرادی به آن‌ها بود.
قبل از آن او را مجبور به تماشای ضرب و شتم و شوک الکتریکی فرزاد, برادرش توسط مردان نگهبان کرده بودند. همچنین بازجوها به او دستور دادند درباره گروه اپوزیسیون سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK ) صحبت کند.
مقامات اطلاعاتی این خواهر و برادر را به خاطر سخن گفتن علیه رژیم ایران متهم کردند, آن‌ها خانم مدد زاده را در ۲۰۰۹ در مسیرش به دانشگاه تربیت‌معلم دستگیر کردند, او دانشجوی علوم کامپیوتری دانشگاه تربیت‌معلم بود.
شبنم مدد زاده: ”آن‌ها موهای مرا گرفتند و به سر من فشار میاوردند و از من می‌خواستند چیزی که آن‌ها می‌خواستند بشنوند را بگویم. آن‌ها حتی برادر مرا بیشتر در جلوی چشم من شکنجه می‌کردند ”
افشای جزئیات وحشتناک, خانم مدد زاده به نشریه انگلیسی اکسپرس گفت: ”من وقتی وارد زندان شدم, سه ماه را در زندان انفرادی گذراندم, در آنجا هر دو شکنجه روحی و جسمی وجود داشت.“
او افزود: ”اندازه سلول من فقط ۲ در ۳ متر بود و در آن بدون هیچ ارتباطی با جهان تنها بودم.“
شبنم مدد زاده گفت: ”به خانواده من اجازه داده نمی‌شد با من تماس بگیرند و آن‌ها نمی‌توانستند هیچ‌چیزی درباره من و یا اینکه در زندان ازآنچه بر من چه می‌گذارد, اطلاعی داشته باشند.“
وقتی درنهایت به او اجازه داده شد از سلول انفرادی خارج شود, خانم مدد زاده نامه‌ای را به‌طور مخفیانه از سلول برای جلب‌توجه خشونت موجود در زندان ارسال کرد.
این دانشجو بارها و بارها صحبت کردن با بازپرس‌ها را رد کرد, که از او روزانه بین هشت‌تا ده ساعت سؤال می‌کردند و خودش را موضوع خشونت فزاینده و بازجوئی‌های طولانی‌مدت می‌دید.
او گفت: ”آن‌ها به من فشار میاوردند و کتک زیادی می‌زدند“.“بازجوئی‌ها طولانی بود ــ روزانه هشت‌تا ده ساعت.“
”آن‌ها موهای مرا گرفتند و به سرم فشار میاوردند و می‌خواستند من چیزی را که آن‌ها می‌خواستند بشنوند بگویم.“
”آن‌ها برادر مرا حتی بیشتر در جلو چشمانم شکنجه کردند“
”آن‌ها فشار را در بازجویی افزایش دادند و گفتند آن‌ها مرا خواهند کشت و مرا به اعدام تهدید کردند.“
شبنم مدد زاده افزود: ”هیچ‌کس نمی‌دانست که من کجا بودم, من تنها بودم و در تنهایی صدای زندانیان زیر شکنجه را شنیدم. آن‌ها فریاد می‌کشیدند و آن صدای خیلی وحشتناکی بود“ .
این فعال مدعی است که به دیگر زندانیان زن توسط پاسداران تجاوز شده بود و حملات جنسی به‌صورت روتین انجام می‌گرفت.
دیگر زندانیان با دستگاه الکتریکی شکنجه‌شده بودند و آن‌ها را روی یک‌چیزی دندانه‌دار می‌نشاندند, قبل از اینکه مورد ضرب و شتم قرار بگیرند.
خانم مدد زاده بعد از گذراندن ۵سال در زندان بدون درحالی‌که از صبحت کردن خودداری کرد, آزاد شد و ماه گذشته از این کشور و از دام تیم‌های اطلاعات و نظارت فرار کرد.
این فعال در حال حاضر از دولت‌های غربی مصرانه می‌خواهد در برابر رژیم ایران و حسن روحانی رئیس‌جمهور آن بایستند و از شورای ملی مقاومت ایران که در کنار سازمان مجاهدین خلق فعالیت می‌کند, حمایت کنند.
او گفت: ”غرب نمی‌تواند با رژیم مذاکره کند.“ , ”این رژیم در این جهان خیلی جنایتکار است. چهره این رژیم این چهره‌های لبخند به لب و در حال دست تکان دادن نیست.“
مدد زاده افزود: ”پیام من به رهبران اروپاییان توقف مذاکره با این رژیم است ”.“تعداد اعدام در حال افزایش است.“
طبق ارزیابی‌های در سال گذشته بین ۹۶۶ تا ۱۰۲۵نفر اعدام‌شده‌اند, که بیشترین تعداد طی یک دهه است. و آمار اعدام در شش ماه اول سال ۲۰۱۶ تعداد ۱۷۰نفر است.
خانم مدد زاده با سخنرانی در پارلمان اروپا درباره وحشتی که او تحمل کرده, گفت: ”در طول پروسه زندان ۵ساله, من شاهد جنایات متعددی از این رژیم به‌ویژه علیه زنان و دختران بی‌گناه بودم و امروز من اینجا هستم تا صدای این بی‌صدایان باشم, صدای کسانی که در چنگال این رژیم ضد ایرانی درگیر هستند درحالی‌که با سکوت و بی‌عملی جهان مواجه‌اند.“
او ادامه داد: ”پیام مردم ایران به دولت‌های غربی, و پیام امروز من این است که شما باید به سه دهه مبارزه مردم ایران برای آزاد شدن از چنگال این رژیم اتکا کنید و مبارزان واقعی آزادی, شورای ملی مقاومت ایران را به‌عنوان نماینده واقعی مردم ایران قبول کنید و از هر نوع مذاکرات و یا معاملات با این رژیم بدنام خودداری نمایید, به دلیل اینکه بهای واقعی معاملات شما چوبه‌های دار در خیابان‌ها و از دست رفتن زندگی انسان‌ها در ایران است ”.“این واقعیتی است که من در دانشگاه, در زندان و بعد از آزاد شدن در جامعه یاد گرفتم و احساس کردم. آن‌ها آرزو و توانایی بالقوه برای ایجاد تغییر در ایران رادارند.“
”مردم ایران اراده لازم برای سرنگونی این رژیم رادارند, و با تلاش‌های خستگی‌ناپذیر مقاومت ایران آن‌ها این رژیم را سرنگون خواهند کرد.“

Monday, December 5, 2016

تظاهرات کارگران و معلمان معترض در تهران و کرمانشاه و کرمان



شعار تظاهر کنندگان: «خط فقر سه میلیون حقوق ما یک میلیون»
صبح روز یکشنبه ۱۴ آذر (۴ دسامبر) شهرهای تهران و کرمانشاه شاهد تظاهرات گسترده فرهنگیان بازنشسته و کارگران معترض و اقشار مختلف مردم بود.

در تهران، همزمان با سخنرانی آخوند روحانی بیش از دو هزار نفر از فرهنگیان بازنشسته، غارت شدگان مؤسسه حکومتی موسوم به ثامن الحجج و کارگران شیشه گاز در مقابل مجلس رژیم دست به تظاهرات زدند. آنها نسبت به سیاستهای چپاولگرانه کارگزاران رژیم و وضعیت بد معیشتی و پایین بودن حقوقشان اعتراض داشتند. فرهنگیان بازنشسته شعار می‌دادند: «خط فقر سه میلیون حقوق ما یک میلیون»، «معیشت منزلت حق مسلم ماست». آنها پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود: «معلم بیدار است از تبعیض بیزار است»، «درمان رایگان حق بازنشستگان»، «این زندگی حق بازنشسته فرهنگی نیست».

فرهنگیان بازنشسته کرمانشاه نیز همزمان با فرهنگیان تهران در مقابل ساختمان صندوق بازنشستگی این شهر تجمع اعتراضی گسترده‌یی برگزار کردند. آنها پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود: «فرهنگی بیدار است از تبعیض بیزار است».

در همین حال رانندگان و کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی به‌دنبال فراخوان قبلی در مقابل پارک شهر تهران دست به اعتراض زدند. آنها نسبت به شرایط بد معیشتی و چپاول اندوخته‌ها و سرمایه‌هایشان که شهرداری تهران به بهانه ساخت مسکن از آنها اخاذی کرده همچنین خصوصی سازیهای بی‌رویه و غیرقانونی خطوط شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه... اعتراض داشتند.

نیروهای سرکوبگر در هراس از گسترش این تظاهرات که هر لحظه بر شمار شرکت کنندگان آن افزوده می‌شد، خیابانهای بهشت و خیام و پایانه موسوم به فیاض بخش را بسته و با ضرب ‌و شتم رانندگان قصد داشتند آنها را از سامانه بیرون کنند. نیروهای لباس‌شخصی با باتون به تظاهر کنندگان حمله کردند و شماری از آنها را مضروب و مجروح و دست‌کم ۳۰ تن از آنان را که همگی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی بودند دستگیر کردند و به ارگان سرکوب موسوم به «پلیس امنیت» در میدان ارک منتقل کردند اما در هراس از واکنشهای کارگران خشمگین مجبور به آزاد کردن بازداشت‌شدگان شدند. نام یکی از مزدورانی که سرکوب تظاهرات را فرماندهی می‌کرد، پاسدار- سرهنگ جعفری نام دارد.

تظاهر کنندگان خواستار استعفای پاسدار قالیباف شهردار دزد و جنایتکار رژیم شدند. آنها همچنین شعار می‌دادند: «کارگران دردمند- در تب و تاب مسکن»، «تسهیلات مسکن را مدیر چپاول کرده»، «بی‌خانمانی از آن ماست- ملک میلیاردی از آن توست»، «خصوصی سازی شده- مرگ تدریجی ما»، «نیروی انتظامی خجالت خجالت».

کارگران محروم معدن هشونی در کرمان در نیز در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق ناچیزشان که مدتها است به عقب‌افتاده است. یک تجمع اعتراضی برپا کردند. کارگران با بستن مسیر درب ورودی مانع از ورود و خروج خودروها به داخل معدن شدند.
 
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
15آذر 1395 (5دسامبر2016)

بیانیه دکتر محمد ملکی به‌مناسبت ۱۶آذر روز دانشجو



دکتر محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب ضدسلطنتی پیامی به‌مناسبت 16آذر روز دانشجو منتشر کرد. در این بیانیه آمده است:
«فرزندان مجاهد و مبارزم... 
پدر پیرتان که حدود 70سال در رثاء آزادی... 
خستگی‌ناپذیر نالیده و زجرها کشیده و زندانها دیده و شکنجه‌های فراوان و مشکلات بسیار را خود و خانواده‌اش تحمل کرده است، اینک به این اعتقاد رسیده که کشور ما آبستن حوادث دگرگون سازی است، و این روزها باید همه با هم متحد و دست در دست... بسوی جنبش دگرگون ساز که ریشه در تجربیات گذشته دارد... ، و با آگاهی و درس‌آموزی از حکومتهای استبدادی، به‌ویژه 'نظام ولایی' همراه است، گامهای استوار برداریم، تا بار دیگر فریب دغلکاران، اعم از آخوندهای افشاشده و دیگران که در این سالها شعار آزادیخواهی زیاد سر دادند ولی در عمل هیچ بودند را نخوریم.
باید جنبشی برپا کرد... ، 
جنبشی که بیش از صد سال در کشور ما به‌وقوع پیوسته، از جنبش مشروطه و قیام سردار جنگل و نهضت ملی به رهبری 'دکترمصدق' ، و انقلاب استبداد ستیز سال57... که همگی در اثر خیانت و دزدیده شدن به‌وسیله عوامل داخلی و خارجی با شکست مواجه شد، و آن بر سر ملت ما آمد، که امروز همگی شاهد و ناظر آن هستیم.

عزیزان من... 
اگر تنها نظری به وقایع چند ماه اخیر بیفکنیم، 
این حقیقت بر ما بیش از پیش روشن می‌گردد... ، 
که 'نظام ولایی' چنان در فساد همه‌جانبه فرو رفته، و به‌حال احتضار افتاده، که دیگر امیدی به نجات این بیمار که تمام بدنش را عفونت فراگرفته، نیست. عفونتی که از مغز سر تا کف پای این مریض را لحظه به لحظه به سوی نیستی می‌کشاند.

فایل صوتی 'آیت‌الله منتظری' ... 
که حکومت سالها تلاش می‌کرد تا از افشای آن جلوگیری کند، بسیاری از حقایق را روشن ساخت، و چنان لرزه‌ای به جامعه و به‌خصوص آنهایی که باور این چنین اعمالی را از (حکومت عدل علی!) نداشتند وارد کرد، که می‌بینید و می‌شنوید.
جنایاتی که آخوندها... به‌ویژه در دهه شصت در حق دانشجویان و دیگر فرهیختگان انجام داد، بسیاری از چشمها و گوشها را باز کرد، نا بدانند کسانی‌که به‌نام خدا و دین در این مملکت حکومت می‌کنند، جانیانی هستند که برای ادامه حیات خود، از هیچ جنایتی دریغ نکرده و نمی‌کنند.

من از فرزندان دانشجویم می‌خواهم... نگذارند خواست حکومت که به فراموشی کشاندن این جنایات است، عملی گردد، و مسأله دادخواهی به فراموشی سپرده شود. جنبش دادخواهی روز به روز بیشتر مورد بحث و تحلیل و تحقیق محافل مختلف، به‌ویژه دانشجویان عزیز قرار می‌گیرد، باید خواست همه‌ی ما تشکیل دادگاههای بین‌المللی رسیدگی به جنایت علیه بشریت باشد، که دانشجویان و دانشگاهیان بیشترین قربانیان این جنایات بوده و هستند.

هرگز در نشستها و شعارهایتان زندانیان سیاسی بی‌گناهی مانند 'عبدالفتاح سلطانی' ، 'نرگس محمدی' ، 'آرش صادقی' و همسرش'گلرخ ایرایی ابراهیمی' ، 'محمدعلی طاهری' ، 'علی معزی' ، 'صدیقه منفرد' ، و دیگر زندانیان سیاسی را فراموش نکنید.

فرزندان عزیزم... امروز مسائلی در کشور ما مطرح است، 
که می‌توان گفت حکومت دیگر، نه از نظر اخلاقی، نه انسانی، و نه اجتماعی و غیره... صلاحیت ماندن بر سر قدرت را ندارد، و شما رهبران آینده هستید که باید ایران را بسوی آزادی و آبادی و برابری رهبری کنید.
اتحاد شرط اول پیروزی است، و قول می‌دهم تا آخرین نفس به‌خاطر کسب آزادی، در کنار و همراه شما باشم. فراموش نکنید که دانشگاهها هر یک سنگری هستند برای آزادی این ملت، و من دستهای پرتلاشتان را می‌بوسم. موفق و پیروز باشید.

دکتر محمد ملکی (14آذر 1395)

Saturday, December 3, 2016

فرزاد اتراک – عوض شدن دوران و نوید آزادی




فرزاد اتراك 







دو برادر من به نامهای فرهاد و فرخزاد، مجاهدان سرفرازی بودند که با آگاهی و وفاداری تمام بر آرمان آزادیخواهانه خود در سال ۶۷ فقط و فقط به صرف اینکه روی موضع مجاهدی خود ایستادند و حاضر به نفی هویت ایدئولوژیکی خود نبودند در قتل عام زندانیان سیاسی به دار شقاوت و کینه توزی کشیده شدند، اعدام آنها همراه بود با سی هزار گل سرخ دیگر که در حلقه کردن بازوان ستبر خویش در یکدیگر، یک تشکل آزادیخواه و میهن پرست را نمایندگی می کردند و یک آرمان والا و رهائیبخش را به پیش می بردند جلوه ای از فداکارترین، رشیدترین و آگاهترین جوانان ایران زمین که ارتجاع هار ولایت فقیه و استعمار پشتیبانش چشم دیدن آن را نداشت.








 این جنایت بعد از آن صورت گرفت که خمینی خون آشام که مرگ خود را در پیشروی های مستمر مجاهدین و مقاومت ایران می دید، ناتوان از جنگ رودررو با ارتش آزادی، در سفلگی و حقارت تمام، فتوای قتل عام اسیرانی را صادر کرد که مانند برادر من از قبل برای آنها در بیدادگاههای قرون وسطایی اش هم حکم اعدام نداده و آنها را تنها محکوم به زندان کرده بود. قتل عام به این طمع که نسل مجاهدین را هرچه سریعتر از بین ببرد. رذالتش البته در همین نقطه متوقف نبود، همین وزارت بدنام اطلاعات که امروز شعبه نجاست «دلسوزی» هم تشکیل داده پس از این کشتار وحشیانه، آتش کینه و حسدی که بر اثر شکست هایش در برابر مجاهدین در درونش شعله کشیده بود را متوجه خانواده های آنها و منجلمه خانواده من کرد و با بی رحمی و قساوتی بی نظیر به منزل پدری ام مراجعه و اینگونه رذیلانه خبر شهادت فرزندان جوان یک خانواده را به آنها داده بود: «هرسه پسرت را بدرک واصل کردیم!» هرچند که در مورد شخص من، مثل بسیاری از موارد دیگر دروغ آشکار گفته بودند اما همین نحوه خبردادن کافی بود که پدر و مادر سالخورده ام، با شنیدن خبر دو اعدام و خبر کشته شدن سومین فرزندشان، دچار آنچنان شوک بزرگی شوند که دیگر کمر راست نکنند، پدرم در داغداری مستمر، افسردگی و خانه نشینی چند سال بعد فوت کرد و مادرم زمین گیر شد. تا قبل از ۲۰۰۹ که آمریکائی ها حفاظت اشرف را تحویل مزدوران رژیم در عراق (مالکی و کمیته سرکوب) دادند مادرم بارها به ملاقات من در اشرف آمد یا با او تماس تلفنی داشتم و مانعی برای دیدار نبود. اما به محض اینکه حفاظت به دست مزدوران ولی فقیه در عراق افتاد در یک محاصره تمام عیار حتی اجازه یکی از آن دیدارهای خانوادگی دیگر داده نشد. حالا هم شقاوت پیشگان ولایت فقیه که از موشک پرانی و شلیک به مجاهدین دستشان کوتاه شده مادر پیر ۸۲ساله بی سواد مرا زیر فشار روحی و انواع تضییقات قرار داده اند تا کینه خود از نسل مجاهد را بیرون بریزند و ما را زیر فشار قرار دهند. در بلاهت و خرفتی مغزهای علیلشان همین بس که، وقتی در خروج پراقتدار و سرفرازانه جمعی مجاهدین از عراق که نشان داده شد تعادل موجود آنچنان است که نظام وحشی ولی فقیه آنقدر خفیف و ضعیف است که توان کوچکترین تعرض و وحشی گیری هم از آن گرفته شده، دیگر در موقعیتی که محاصره در هم شکسته شده و میدان برای پیشروی های مقاومت انقلابی باز شده است با چنین تشبثات حقیرانه ای چه غلطی خواهد کرد.
وقتی رژیم زهرخورده در تنگناهای سرنگونی خودش دست و پا میزند و برجام و پسا برجام و فساد گسترده و میلیاردی در راس حاکمیت، نه تنها هیچ گرهی از کارش باز نکرده که مرگ را در تاروپود نظامش روز به روز بیشتر وارد کرده است ودر واقع «بالایی ها دیگر نمیتوانند» و در طرف مقابل اعتراضات اقشار و مردم به جان آمده بصورت روزانه در بستر دادخواهی خون شهیدان گریبانش را گرفته و کاملا آشکار است که «پائینی ها هم دیگر آن را تحمل نمی کنند» آنوقت میبینیم که در چنین شرایط انقلابی مهیا، شأن و ارزش یک سازمان انقلابی منسجم در موضع آلترناتیو شناخته شده بین الملی چقدر ذیقیمت است و ما از چه نعمتی برخوردار هستیم. بنابراین باید خاطر نشان کرد که ای آخوندهای پا به گور، هرچه از رذالت دارید کوتاهی نکنید، اما دوران عوض شده و بزودی مردم و مقاومت ایران شمارا جارو و آزادی و بهروزی و سعادت ملی را به ایران بازخواهند گرداند.

فرزاد اتراک

کنفرانس «فراخوان به عدالت» در پاریس، محاکمه عاملان جنایت علیه بشریت در ایران و سوریه





اینگرید بتانکور:
 پس از سخنرانی بسیار قوی مریم رجوی، مانند شما بسیار تحت تأثیر این خوش‌بینی و امیدواری قرار گرفتم و همچنین به درک عمق دیگری درباره راهی که پیمودیم رسیدم. ۵سال پیش وقتی گردهم می‌آمدیم و صحبت می‌کردیم، از خود می‌پرسیدیم، آیا دستاوردی خواهیم داشت که سرانجام کسی به ما گوش کند؟ ما در تدافع بودیم، به‌یاد می‌آورید؟ باید همیشه عذرخواهی می‌کردیم، توضیح می‌دادیم، چرا آنجا بودیم، چرا به مریم باور داشتیم، چرا با مقاومت ایران همبستگی داشتیم؛ بله ما در تدافع بودیم، ولی الآن وارد تهاجم می‌شویم.
 


چون از موقعی که دوستان ما در اشرف و به‌دنبال آن لیبرتی، به تیرانا رسیدند، چه پیروزی! عالی بود مریم! چه پیروزیی! هم‌اکنون می‌توانیم به تهاجم و تک بپردازیم و برای ما تهاجم به‌معنی محکوم کردن است، گفتن است، اثبات کردن است، و به‌معنی انگشت گذاشتن روی کسانی است که در ایران جنایتهای سبعانه را مرتکب شده‌اند.
زیرا امروز در موقعیتی هستیم که باید عدالت را مطالبه کنیم. عدالت چیزی است که الآن در دست ماست، وقتی زندانی بودم، هویت، صدا و آزادی‌ام را از دست داده بودم و خودم را ناتوان در چنگ ربایندگانم می‌یافتم، من صدای مردان و زنانی بودم که آنها را نمی‌شناختم و برای من صحبت می‌کردند. من وقتی که با دیگران صحبت می‌کنم و اغلب هم در مورد ایران صحبت می‌کنم شوکه می‌شوم که می‌شنوم که ایران بهتر شده، دارد درست می‌شود، در ایران اصلاح‌طلبان هستند، زنان وقتی در خانه هستند می‌توانند هر چه که بخواهند بگویند، من به آنها می‌گویم و شما که آزادی دارید و حقوق تان رعایت می‌شود فکر می‌کنید این کافی ست به‌عنوان حق زنان که آنها در خانه‌شان آزاد هستند هر چه که می‌خواهند بگویند؟ آیا شما اگر خودتان باشید به همین مجال کوچک آزادی راضی می‌شوید؟ می‌توانستید آن طوری که مردان و زنان ایرانی دارند زندگی می‌کنند شما زن فرانسوی و زنان فرانسوی زندگی کنید؟ پاسخ نه است. ما این‌جا در فرانسه تروریسم نمی‌خواهیم، داریم فکر می‌کنیم که چه طور می‌شود جلوی آمدن آنها به کشورمان را گرفت، ولی به‌سادگی خود را با این امر منطبق می‌کنیم که تروریستها در ایران در قدرت باشند. این همان معیار دوگانه‌یی است که باید با آن مبارزه کنیم. همه با هم، همه ما به‌همراه هم در مبارزه با این معیار دوگانه موفق خواهیم شد.
حال فاطوما را مخاطب قرار می‌دهم، (دست‌زدن جمعیت) فاطوما یک صدای رسا در دادگاه عدالت بین‌المللی بوده است، باید پرونده‌های قضایی گشوده شوند و باید در پی آن محکومیتهایی صورت گیرد، نه فقط برای کسانی که الآن در ایران دیگر قدرتی ندارند، بلکه به‌ویژه برای کسانی که هم‌اکنون در مواضع قدرت در حکومت ایران هستند، دادخواهی ما علیه همین افراد است و روزی شاهد آن خواهیم بود که آنها قیمت جنایاتی را که مرتکب شده‌اند خواهند پرداخت. متشکرم.
سر جفری رابرتسون – رئیس دادگاه ملل‌متحد برای سیرالئون:

عصر به‌خیر، مایه شرمساری من است که در سال ۲۰۰۹، یعنی تنها ۷سال پیش، من هیچ چیزی در مورد قتل‌عام ۱۹۸۸ در زندانها نمی‌دانستم. من کتاب «جنایات علیه بشریت» را به زبان انگلیسی نوشته بودم و نسخه چهارم آن بود. من یک قاضی سازمان ملل، رئیس دادگاه جنایات جنگی در سیرالئون و یک قاضی در انگلستان بودم. ولی مانند نزدیک به همه وکلای بین‌المللی در خارج از ایران، در مورد این جنایت بسیار شنیع چیزی نمی‌دانستم. می‌خواهم دقیقاً میزان شنیع‌بودن آن‌را برای شما بگویم.
در اواخر ژوئیه ۱۹۸۸ در حالی‌که جنگ با عراق به‌ صورت یک صلح خشن به پایان می‌رسید، زندانها در ایران که مملو از مخالفان حکومتی بود، ناگهان درهای خود را به جهان بیرون بستند. همه ملاقات‌های خانوادگی منتفی شد. تلویزیونها و رادیوها خاموش شدند. دیگر روزنامه‌یی داده نمی‌شد. تقریباً تک به تک زندانیان که تعدادشان به هزاران تن می‌رسید، به‌دلیل ارتباط با مجاهدین خلق روانه زندان شده بودند. این هیأت تنها یک سؤال برای این زنان و مردان جوان داشت. اکثر آنها از سال ۱۹۸۱ در زندان بودند و علت آن، فقط شرکت در تظاهرات‌های خیابانی بود یا این‌که مطالب سیاسی برای مطالعه در اختیار داشتند. هر چند که خود نمی‌دانستند، سرنوشت آنها مشروط به این سؤال بود. آنهایی که با این پاسخ، هر گونه ارتباط با مجاهدین خلق را انکار نمی‌کردند، چشم‌بند زده می‌شدند و دستور داشتند در صف قرار بگیرند. آنها از جراثقال‌هایی در گروه‌های ۴ یا ۶نفره از طناب‌هایی که از سقف یک سالن آویزان بود، حلق‌آویز می‌شدند. برخی به‌صورت شبانه به مقرهای نظامی منتقل شدند، به آنها دستور داده شد که وصیت‌نامه‌های خود را بنویسند و در نهایت توسط جوخه‌های مرگ تیرباران می‌شدند. اجساد آنها غرق در مواد ضد عفونی، در کامیونهای یخچال‌دار قرار داده شد و شبانه در گورهای جمعی دفن شد.
بنابراین، نتیجه‌گیریهای من به‌عنوان یک قاضی بین‌المللی این است که این واقعه، بدون هیچ‌گونه شک منطقی، جنایت علیه بشریت است.
این جنایت تحت دستور ولی‌فقیه، با حمایت رئیس‌جمهور که اکنون ولی‌فقیه است و توسط تعدادی از مقامات انجام شد که یکی از آنها البته رفسنجانی بود. اما صدها تن از این افراد هم‌چنان در رژیم ایران هستند. یکی از آنها، یعنی وحشی‌ترین عضو هیأت مرگ، فردی به‌نام پورمحمدی بود که هم‌اکنون وزیر دادگستری (رژیم) ایران است.
این چقدر عجیب است. ما در چه جهانی زندگی می‌کنیم که جنایتی با این ابعاد و شناعت را نمی‌توانیم مورد مجازات قرار بدهیم. ما، ژاپنی‌ها و صرب‌ها را مجازات کردیم. اکنون زمان آن فرا رسیده که آخوندها را مجازات کنیم. (دست‌زدن جمعیت)
به‌عنوان وکلای جنایی بین‌المللی، به‌عنوان یک جامعه متمدن، به‌عنوان سازمان ملل، ما نمی‌توانیم به چهره‌های خود نگاه کنیم و اجازه بدهیم این شنیع‌ترین جنایات، یعنی قتل‌عام زندانیان، مجازات نشود. در حالی‌که افرادی که آن‌را انجام دادند، دارند از آن سود می‌برند و در مقامهای کنونی خود در ایران قرار گرفته‌اند.
چرا ما این را مجازات نکردیم؟ من در این‌باره تحقیقات کردم و فصلی در این رابطه در کتاب خود نوشته‌ام. در آن زمان یک گزارشگر ویژه برای ایران بود و عفو بین‌الملل، نیویورک‌تایمز و گاردین، در این رابطه کمی اطلاعات داشتند. هر چند اجساد به‌صورت شبانه در مکانهای مختلف گورستانهای متعدد دفن شد، اما بالأخره خبرها درز کرد. ۸۰۰ جسد این‌جا، ۸۰۰ جسد آنجا. آنها پاره‌یی از اطلاعاتی بود که درز کرد و گزارشگر سازمان ملل، پروفسوری ساده‌لوح و بی‌کفایت از یک کشور آمریکای لاتین، پروفسورگالیندوپل، حداقل به مجمع عموی اطلاع داد که به نظر می‌رسد، تعداد بسیار زیادی از افراد از زندانهای ایران ناپدید می‌شوند.
پروفسور گالیندوپل، چه باور کنید یا نه، به زندان اوین رفت و در آنجا با نفراتی ملاقات کرد که مدعی بودند زندانی هستند. این دقیقاً مانند کاری است که نازی‌ها کردند و افرادی را که برای تحقیقات حول کمپ‌های مرگ آمده بودند، فریب دادند. او با تعدادی زندانی ملاقات کرد که در واقع هنرپیشه بودند و آنها به او گفتند، غذای این‌جا عالی و بسیار خوشمزه است. او را به‌طور واقع کور کرده بودند و رژیم ایران از سادگی او برای فریب‌دادنش سوء‌استفاده کرد. او هرگز حتی درخواست نکرد که با آیت‌الله منتظری ملاقات کند، یعنی فردی که التماس کرده بود با او ملاقات کند. او بازگشت و هیچ کاری نکرد. بدین‌صورت قتل‌عام ۱۹۸۸ از اذهان جهانیان و تصورات انسانی محو شد. آنها سازمان ملل را فریب دادند و به همین دلیل است که سازمان ملل، اکنون که این وقایع وحشتناک فاش شده‌اند، وظیفه دارد شکست‌های خود را در سال ۱۹۸۸ جبران کند. سازمان ملل وظیفه دارد اقدامی بکند و به شما می‌گویم، چه اقدامی باید در رابطه با قتل‌عام ۱۹۸۸ اتخاذ کند.
اولاً باید یک تحقیقات مناسبت انجام گیرد. من تحقیقات خود را انجام داده و فهرستی از افرادی را ردیف کرده‌ام که معتقدم، باید بابت این جنایت علیه بشریت تا ابد زندانی شوند. اما به‌نظرم، شورای حقوق‌بشر ملل‌متحد در بهترین موقعیت خواهد بود که دادستانی را تعیین کند. می‌توان یک دادستان ویژه تعیین کرد و به‌نظرم شورای امنیت ملل‌متحد وظیفه دارد، یک دادگاه ویژه تعیین کند. این مانند دادگاهی است که برای رواندا و نسل‌کشی آنجا تشکیل شد و همچنین دادگاهی که اکنون ملادیچ و کارادیچ را محاکمه می‌کند. یک دادگاه ویژه مانند دادگاه لبنان. این دادگاه می‌تواند بدون حضور مدافعان پیش برود، مانند پرونده جنایت علیه بشریت که می‌توان افراد را در غیاب آنها محاکمه کرد. ولی‌فقیه رژیم ایران، که خود یک قاتل جمعی است، باید محاکمه شود. (دست‌زدن جمعیت)
شکی نیست که قانون بین‌المللی دادگاهی‌شدن آنها را الزامی می‌داند. و قانون بین‌الملل که دادگاهی برای این جنایت علیه بشریت را الزامی می‌داند. پس چرا چنین چیزی را درخواست نکنیم؟ وقتی مقاماتی که در سطح هیأت مرگ بودند، یا افراد پایین‌تر مانند روئسای زندان که دستورات آن‌را صادر کردند و افرادی در سطوح مختلف، همگی را می‌توان شناسایی کرد. اما آنها باید در یک تحقیقات شورای حقوق‌بشر شناسایی شوند. باید یک دادگاه ویژه توسط شورای امنیت تشکیل شود تا آنها را به‌خاطر جنایت علیه بشریت محاکمه کند و دادستانی تعیین شود تا این شواهد را جمع‌آوری کند.
البته آنها را می‌توان هر جایی که یافت شوند محاکمه کرد، یعنی اگر جرأت سفر به خارج از ایران را داشته باشند؛ تعدادی از کشورهای اروپایی از آنچه اختیارات بین‌المللی شناخته می‌شود برخوردارند و می‌توانند آنها را در دادگاه محاکمه کنند. اگر آنها به خارج از ایران سفر کنند نباید از مصونیت دیپلوماتیک برخوردار باشند. آنها باید توسط انترپل به‌صورت فراخوانهای فوری لیست‌گذاری شوند و هر جایی که در اروپا یافت شوند، باید دستگیر و محاکمه شوند. علت آن این است که اولاً ما نمی‌توانیم به‌عنوان جامعه جهانی پیشرفت کنیم، مگر این‌که در مورد بدترین جنایت تاریخ معاصر از جنگ جهانی دوم تاکنون که مجازات هم نشده، اقدامی بکنیم.
این اولین علت است. دوم این‌که وقتی به جنایت‌کاران اجازه بدهید آزاد باشند و آنها را محاکمه نکنیم، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ هیچ تأثیر بازدارنده‌یی وجود ندارد. این واقعیت که سازمان ملل از جنایت وحشتناک چشم‌پوشی کرد، آنها را تشویق کرد که ادامه بدهند، ۱۶۰ مورد قتل بعد از مرگ خمینی، علیه مخالفان ایرانی در اروپا صورت گرفت، دستور قتل آنها از جانب یک هیأت مرگ به‌ریاست ولی‌فقیه کنونی صادر شد. این هیأت در کاخ فیروزه دیدار می‌کردند، یعنی یکی از کاخ‌های سابق شاه.
این اتفاقی است که رخ خواهد داد، اگر این افراد محاکمه نشوند. آنها ادامه خواهند داد.
ما باید برخورداری رژیم ایران از این‌گونه امتیازات سیاسی را متوقف کنیم، تا کسانی که دستانشان آغشته به خون جنایت علیه بشریت است، در برابر عدالت قرار گیرند و به‌خاطر جنایت علیه بشریت محاکمه شوند.
در غیراین صورت، قانون جزای بین‌المللی از هیچ نیرویی برخوردار نخواهد بود. یک ضرورت اخلاقی و حقوقی وجود دارد که این روند را شروع کنیم. با تشکر.
طاهر بومدرا
خواهران و برادران، به‌تازگی من در آلبانی بودم و برای دیدن کسانی که مدتی در عراق در اشرف با آنها زندگی کردم و بسیار خوشحال بودم که بعضی از کسانی را می‌دیدم که در حمله آوریل ۲۰۱۱ مجروح شده بودند؛
باورتان بشود یا نه، مقامات عراقی شخصاً به من گفته بودند، یک فهرست طولانی از آنها هرگز از عراق خارج نخواهند شد. بنابراین وقتی آنها را آزاد و سالم و با روحیه بالا در آلبانی دیدم، گفتم که (دست‌زدن جمعیت) می‌توان به ناممکن دست یافت و واضح است، همان‌طور که همه شما می‌دانید، مجاهدین به ناممکن دست یافتند، وقتی از لیست تروریستی خارج شدند. بیرون‌آوردن ۲۵۰۰نفر از عراق نیز غیرممکنی است که ممکن شده است و بگذارید به شما بگویم، برای یادآوری وضعیت یک جنایت واقعی علیه بشریت، وقتی من در خانه یکی از مقامات عراقی ایستاده بودم و از او درخواست می‌کردم، یک کلمه بگوید که زندگی را نجات بدهد، یک کلمه پشت تلفن به نفراتش در صحنه به سربازانش بگوید که آن‌را متوقف کنید. کلمه متوقف کنید می‌توانست جانهای بسیاری را نجات بدهد، اما او خودداری کرد و من مطمئنم که آقای جفری رابرتسون با من موافق است که وقتی شما با فردی مواجه می‌شوید که مسئول حمله به اشرفی‌هاست و به او می‌گویید، خواهش می‌کنم آن‌را متوقف کنید، این کار جانها را نجات می‌دهد و او از انجام این کار خودداری می‌کند، تا آنجایی که من می‌دانم، او یک جنایتکار است و باید به‌خاطر آن عمل، مورد حسابرسی قرار بگیرد. علت حضور من امروز در این‌جا این است که در این مورد صحبت کنم که چه کارهایی باقی مانده است. چه کارهایی را باید هنوز در چارچوب عدالت برای قربانیان قتل‌عام سال ۱۹۸۸ در ایران انجام داد. همان‌طور که می‌دانید، یک کمیته در تابستان امسال تأسیس شد، با یک برنامه نسبتاً بلندپروازانه و آن این است که کسانی را که مظنون به ارتکاب جنایت علیه بشریت هستند به پای عدالت بکشانند. جنایاتی که در سال ۱۹۸۸ اتفاق افتاد، تلاش کند آنها را شناسایی کند، همچنین تلاش کند قوانینی را که قابل استفاده برای محاکمه این پرونده‌هاست شناسایی کند و تلاش کند پرونده را برای سازمان ملل تنظیم کند. همچنین بسیاری اتفاقات در سازمان ملل در حال وقوع است، ما یک دبیرکل جدید سازمان ملل داریم، ما بسیار امیدواریم که دخالت قوی او در سازماندهی مجدد ساختار ملل‌متحد بتواند به‌طور مستقیم این موضوعات را مورد بررسی قرار بدهد و تلاش کند، به‌طور صحیح با آنها برخورد کند.
ما به‌زودی از سوی (کمیته ) عدالت برای قربانیان قتل‌عام سال ۱۹۸۸ در ایران، یک گزارش ارائه خواهیم داد. این گزارش تلاش خواهد کرد، جنایات، قوانین و حوزه قضایی را شناسایی کند و ما تلاش خواهیم کرد، تا آنجا که ممکن است عینی باشیم. بنابراین یک گزارش تحلیلی نخواهد بود، بلکه یک گزارش حقیقت‌یاب خواهد بود. از این‌رو وقتی این گزارش آماده شود، ما امیدواریم تا زمانی که دبیرکل جدید وارد منصب خود بشود، گزارش روی میز او باشد. از توجه شما بسیار متشکرم.
سناتور دیوید نوریس کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری ایرلند
برای من فوق‌العاده انگیزاننده است که در میان کسانی باشم که به‌دلیل عشق به وطنشان بسیار بسیار زیاد مورد جنایاتی قرار گرفته‌اند. این جنایات علیه بشریت امروز هم‌چنان در کشور غمزده ایران ادامه دارد.. من طی سی سال گذشته یک عضو سنای ایرلند بوده‌ام. من کمیته امور خارجی را تشکیل دادم و در این کمیته، اولین موضوع مورد علاقه من حقوق‌بشر است.
اول این هفته همراه با همکارم سناتور او دانل موضوع قتل‌عام ۱۹۸۸ را در سنای ایرلند مطرح کردم. یک بیانیه در مورد آن طرح کردیم در آن به این حقیقت اشاره کردم که برخی از آن جنایتکاران هنوز در مقامهای بالایی در ایران هستند. این یک طنز شگفت
و ما به دو موضوع فراخوان می‌دهیم، دولت این قتل‌عام را به‌عنوان جنایت علیه بشریت محکوم کند. و از کمیسر حقوق‌بشر، شورای حقوق‌بشر و شورای امنیت بخواهد که دستور تحقیقات بدهند و عاملان را به محاکمه بکشانند. اما فقط سه جمله: اولین جمله از فتوای خمینی است که می‌گوید در همه موارد فوق اگر شخص در هر زمان و موقعیتی به حمایت خودش از منافقین ادامه بدهد حکم او اعدام است و دشمنان اسلام را فوراً نابود کنید. یک فرمی است که اعمال فتوا را تسریع می‌کند و این حکم قتل است و نه چیز دیگری، که باید به اتم وجه محکوم شود. بعدی شهادت آیت‌الله منتظری است که می‌گوید این قاضی و یا آن قاضی در این شهر و آن شهر نفری را به ۵، ۶ و ۱۰ یا ۱۵سال زندان محکوم کرده است و می‌گوید اگر ما آن فرد را بدون فعالیت جدیدی اعدام کنیم نشان می‌دهد که تمامی سیستم قضایی ما خطا است. به عبارت دیگر تمامی پروسه قضا در ایران با چنین نوع تصمیم‌گیری فلج است و مجدداً تأکید می‌کنم که این از درون رژیم خمینی بیرون آمده است.
خانمها و آقایان
این اعتراف قبیحی به اقدامات جنایتکارانه رژیم خمینی و همچنین رژیم فعلی ایران است.
من از ایرلند به‌خاطر کاری که شما امروز انجام داده و ادامه می‌دهید به شما درود می‌فرستم و در انتظار روزی هستم که ایران آزاد باشد و به‌عنوان سرچشمه تمدن بزرگ ما، جایگاه خودش را مجدداً در جامعه بین‌المللی پیدا کند.
بازتاب گسترده کنفرانس بین‌المللی پاریس در رسانه‌های معتبرعربی و منطقه‌یی
گزارش خبرنگار تلویزیون الاخباریه عربستان از محل برگزاری کنفرانس در پاریس:
در این کنفرانس و در سخنرانی رئیس‌جمهور مقاومت ایران روی دو نکته اساسی تأکید شده است. موضوع اول جنایتهای جنگی و ضدانسانی است که رژیم آخوندی در سال ۱۹۸۸ علیه مردم ایران مرتکب شده و عاملان آن تابه‌حال مجازات نشد، و هم‌اکنون در مناصب بالای حکومتی هستند. سخنرانان تأکید کردند که در سوریه سپاه پاسداران فرماندهی می‌کند. رژیم بشار اسد ضعیف شده است و رژیم ایران با اتکا به صدور انقلاب مردم سوریه را می‌کشد و همان جنایتهایی که علیه مردم ایران مرتکب شده بود در سوریه نیز انجام می‌دهد. پس رژیم آخوندی به کشتار مردم و مخالفان اش در داخل و صدور انقلاب به خارج متکی است و جامعه جهانی امروز نمی‌تواند این وضعیت را بپذیرد. بسیاری از شرکت کنندگان از سازمانهای مختلف از آمریکا و اروپا بودند و خواهان محاکمه سران رژیم ایران به جرم جنایت علیه بشریت. طیفهای مختلف ایرانیان نیز در این گردهمایی شرکت داشتند کسانی که در سال ۱۹۸۸ اعضای خانواده‌هایشان را از دست دادند.
امروز جامعه جهانی خواهان ارجاع پرونده رژیم ایران به دادگاه‌های بین‌المللی و مجازات سران این رژیم هستند.
تلویزیون العربیه: شخصیتهای سیاسی و پارلمانی که اتحادیه اروپا را نمایندگی می‌کردند و اعضای اپوزیسیون سوریه و سازمانهای حقوقدان ایرانی و بین‌المللی خواستار احاله سران رژیم ایران به دادگاه بین‌المللی لاهه شدند.
خانم اینگرید بتانکورد کاندیدای ریاست‌جمهوری کلمبیا گفت: عدالت بین‌المللی باید در ایران به اجرا در بیاید و از دادگاه بین‌المللی لاهه خواسته می‌شود که کسانی که در ایران دست به کشتار زده‌اند را محاکمه کند.
مخالفان ولایت‌فقیه در ایران که بعد از آزادی از زندان توانسته‌اند از ایران بگریزند؛ شهادتهای تکاندهنده‌یی از داخل زندانهای رژیم ایران دادند.
شبنم مددزاده گفت: من این‌جا هستم تا صدای مردم ایران و صدای مادرانی باشم که شاهد اعدام جگر گوشه‌های آنها توسط رژیم آخوندها بوده‌اند.
شخصیتهای سیاسی شرکت‌کننده در این گردهمایی بر ضرورت بازبینی سیاست آمریکا در قبال رژیم ایران که باعث تخریب عراق و سوریه و یمن و کشورهای دیگر شده است؛ تأکید کردند.
تلویزیون الغد مصر: اپوزیسیون ایران یک کنفرانس بین‌المللی در پاریس برگزار کرد که در آن اقدامات قانونی و سیاسی ضروری برای محاکمه سران رژیم ایران به‌خاطر عملکردهایشان در ایران و سوریه مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
افشین علوی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت ایران گفت: هدف ما شکستن سکوت در قبال اقدامات رژیم تهران در مورد نقض حقوق‌بشر در ایران و سوریه می‌باشد. ما همچنین خواهان حسابرسی از رژیم تهران به‌دلیل تمام عملکردها و دخالتهایش در منطقه هستیم.
هیثم المالح از مسئولان اپوزیسیون سوریه گفت: از زمان سر کار آمدن خمینی، رژیم ایران سر افعی در منطقه است و نقش اصلی در به آشوب کشاندن کل منطقه دارد.
تلویزیون المواطن مصر نیز اقدام به پخش مستقیم سخنرانی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران در این کنفرانس کرد.
تلویزیون دبی: اپوزیسیون ایران توانست نقش تعیین‌کننده خودش را در صحنه سیاسی ایران برجسته کند
در گردهمایی پاریس اپوزیسیون ایران رژیم آخوندهای حاکم بر کشورش را مسبب صدور بحران در خاورمیانه؛ از سوریه تا عراق و یمن دانست. اپوزیسیون ایران در این گردهمایی قدرتش را در جمع کردن عناصر اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور را نشان داد و این‌که نمی‌شود در صحنه سیاسی ایران نقش این جنبش مقاومت را نادیده گرفت.
محمد محدثین مسئول روابط خارجه مقاومت ایران گفت: آمریکا و اتحادیه اروپا مقصرند زیرا طی سالیان گذشته به رژیم ایران برای توقف سیاستهای مخربش فشار نیاوردند بلکه سیاست‌شان استمالت از تهران بوده است و امتیازهای اقتصادی به آن داده‌اند. سیاستی شکست خورده که مانع دخالت رژیم ایران در امور منطقه نشده است.
پرونده حقوق‌بشر در ایران بیشترین سهم را در این کنفرانس داشت به‌خصوص با حضور خانم فاطوماتو دیارا، قاضی دادگاه کیفری بین‌المللی یوگسلاوی سابق در این گردهمایی.
شخصیتهای بین‌المللی حاضردر گردهمایی از خواسته‌های شرکت کنندگان در این گردهمایی حمایت کردند. خانم سیلوی فاسبه از رهبران دست راستی فرانسه در این گردهمایی گفت: اگر از برقراری دموکراسی در ایران و سوریه و بقیه جهان حمایت نکنیم دموکراسی ما نیز در معرض زوال خواهد بود.
در این گردهمایی نمایندگان اپوزیسیون سوریه نیز شرکت داشتند و از ورود به مرحله جدیدی در زمینه همکاری و هماهنگی بین اپوزیسیون ایران وهمتای سوریش صحبت کردند
احمد خطاب از اپوزیسیون سوریه گفت: ما در این کنفرانس به این دلیل شرکت می‌کنیم که معتقدیم دشمن اصلی ما یکی است… رژیم ایران وهمپیمانانش در سوریه جنگ مرگ و زندگی را به پیش می‌برد
خبرگزاری الشرق‌الأوسط ـ مصر و روزنامه الدستور نوشتند:
در کنفرانس پاریس مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران در سخنرانی خود گفت: کارزار دادخواهی علیه رژیم آخوندها در ایران در پایتخت و سایر شهرها اوج می‌گیرد و به حسابرسی از مقامات رژیم ایران به‌خاطر جنایاتشان علیه مردم ایران فراخواند.